الگوی جک فیلیپس برای سنجش ROI آموزش و توسعه منابع انسانی - میترا آرمان - کوچ فردی
الگوی جک فیلیپس برای سنجش ROI آموزش و توسعه منابع انسانی

الگوی جک فیلیپس برای سنجش ROI آموزش و توسعه منابع انسانی

فهرست مطالب

سازمان‌ها هر سال هزینه قابل‌توجهی برای آموزش و توسعه کارکنان صرف می‌کنند، اما یک سؤال اساسی همیشه مطرح است: آیا این سرمایه‌گذاری واقعاً به بهبود عملکرد سازمان منجر شده است؟

بسیاری از مدیران تنها به رضایت شرکت‌کنندگان از دوره آموزشی توجه می‌کنند، در حالی که اثربخشی واقعی آموزش زمانی مشخص می‌شود که بتوان تأثیر آن را بر عملکرد کارکنان و نتایج مالی سازمان اندازه‌گیری کرد.

در همین نقطه، مدل جک فیلیپس (Phillips ROI Model) وارد عمل می‌شود. این مدل که نسخه توسعه‌یافته مدل مشهور کرک پاتریک است، علاوه بر بررسی یادگیری و تغییر رفتار کارکنان، میزان بازگشت سرمایه (Return on Investment یا ROI) آموزش را نیز محاسبه می‌کند.

در این مقاله با پنج سطح مدل فیلیپس، مزایا، محدودیت‌ها، تفاوت آن با مدل کرک پاتریک و نحوه محاسبه ROI آشنا می‌شوید.

مدل جک فیلیپس چیست؟

مدل فیلیپس چارچوبی برای ارزیابی اثربخشی برنامه‌های آموزشی و توسعه منابع انسانی است که توسط دکتر جک جی. فیلیپس (Jack J. Phillips) طراحی شد.

این مدل بر پایه مدل چهارسطحی کرک پاتریک توسعه یافته و با افزودن سطح پنجم، امکان محاسبه ارزش اقتصادی آموزش را فراهم می‌کند.

به همین دلیل امروزه بسیاری از سازمان‌های بزرگ از این مدل برای تصمیم‌گیری درباره سرمایه‌گذاری در آموزش کارکنان استفاده می‌کنند.

سطوح پنج‌گانه مدل جک فیلیپس

الگوی فیلیپس از ۵ سطح تشکیل شده است که هر کدام جنبه‌های مختلف اثربخشی آموزش را می‌سنجند:

۱. سطح واکنش (Reaction)

در این مرحله میزان رضایت شرکت‌کنندگان از دوره آموزشی بررسی می‌شود.
روش:

  • نظرسنجی از کارکنان پس از آموزش مثلاً با پرسش‌هایی مانند: “آیا مطالب برای شما مفید بود؟”
  • بررسی کیفیت محتوا، مربی و امکانات آموزشی.

این سطح مانند سطح اول مدل کرک پاتریک است، اما فیلیپس تأکید بیشتری بر رضایت عملی و قصد یادگیرنده برای به‌کارگیری آموزش دارد.

۲. سطح یادگیری (Learning)

در این سطح مشخص می‌شود شرکت‌کنندگان تا چه اندازه دانش، مهارت یا نگرش جدید کسب کرده‌اند.
روش:

  • آزمون‌های قبل و بعد از آموزش.
  • مشاهده عملکرد کارکنان در شبیه‌سازی‌ها یا تمرین‌های عملی.

این سطح نشان می‌دهد که آیا شرکت‌کنندگان مطالب را یاد گرفته‌اند یا خیر.

۳. سطح رفتار (Application)

هدف این مرحله بررسی انتقال یادگیری به محیط کار است.
روش:

  • آیا فروشندگان واقعاً از تکنیک‌های جدید فروش استفاده می‌کنند؟

  • آیا مدیران سبک رهبری خود را تغییر دادند؟

این سطح نشان می‌دهد که آیا آموزش تأثیر عملی داشته است یا خیر.

۴. سطح نتایج (Business Impact)

در این سطح اثر آموزش بر شاخص‌های عملکرد سازمان بررسی می‌شود؛ مانند:

  • افزایش فروش
  • بهبود کیفیت محصولات
  • کاهش خطاها و ضایعات
  • افزایش بهره‌وری

روش:

  • مقایسه داده‌های عملکردی قبل و بعد از آموزش.
  • کنترل سایر عوامل تأثیرگذار (برای اطمینان از اینکه تغییرات فقط ناشی از آموزش هستند).

این سطح نشان می‌دهد که آموزش چقدر بر اهداف سازمان تأثیر گذاشته است.

ROI

۵. سطح بازگشت سرمایه(ROI) 

مهم‌ترین تفاوت مدل فیلیپس با سایر مدل‌های ارزیابی همین مرحله است. در این سطح منافع مالی حاصل از آموزش با هزینه‌های اجرای آن مقایسه می‌شود. برای مثال:

شرکتی برای آموزش فروش کارکنان خود ۵۰۰ میلیون تومان هزینه می‌کند. پس از آموزش، سود سالانه شرکت ۷۵۰ میلیون تومان افزایش پیدا می‌کند. در نتیجه، آموزش نه‌تنها هزینه خود را جبران کرده، بلکه سود اقتصادی نیز ایجاد کرده است.

مزایای الگوی جک فیلیپس

مدل جک فیلیپس به دلیل ارائه یک رویکرد جامع برای ارزیابی اثربخشی آموزش، یکی از پرکاربردترین مدل‌ها در حوزه آموزش و توسعه منابع انسانی به شمار می‌رود. این مدل تنها به سنجش میزان رضایت یا یادگیری کارکنان محدود نمی‌شود، بلکه با بررسی نتایج سازمانی و محاسبه بازگشت سرمایه (ROI)، تصویری کامل از اثربخشی برنامه‌های آموزشی ارائه می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین مزایای این مدل، ارزیابی جامع آن است؛ به این معنا که هم شاخص‌های کیفی مانند رضایت شرکت‌کنندگان، میزان یادگیری و تغییر رفتار را بررسی می‌کند و هم شاخص‌های کمی مانند تأثیر آموزش بر عملکرد سازمان و بازگشت سرمایه را می‌سنجد.

از سوی دیگر، مدل فیلیپس امکان تصمیم‌گیری مبتنی بر داده را برای مدیران فراهم می‌کند. با استفاده از نتایج این ارزیابی، سازمان‌ها می‌توانند تشخیص دهند کدام برنامه‌های آموزشی ارزش ادامه سرمایه‌گذاری دارند و کدام دوره‌ها نیازمند بازنگری یا اصلاح هستند.

علاوه بر این، این مدل زمینه را برای بهبود مستمر برنامه‌های آموزشی فراهم می‌کند. تحلیل نتایج در هر یک از سطوح ارزیابی، نقاط قوت و ضعف دوره‌ها را آشکار می‌سازد و به طراحان آموزشی کمک می‌کند تا با اصلاح محتوا، روش اجرا و فرآیندهای آموزشی، اثربخشی دوره‌های آینده را افزایش دهند.

در مجموع، استفاده از مدل جک فیلیپس به سازمان‌ها کمک می‌کند تا آموزش را از یک فعالیت صرفاً هزینه‌بر به یک سرمایه‌گذاری قابل‌اندازه‌گیری و ارزش‌آفرین تبدیل کنند.

چالش‌های اجرای مدل جک فیلیپس

با وجود مزایای فراوان، اجرای مدل جک فیلیپس در سازمان‌ها با چالش‌هایی نیز همراه است. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، جمع‌آوری داده‌های دقیق و قابل‌اعتماد است. برای محاسبه بازگشت سرمایه (ROI)، سازمان باید اطلاعات مالی دقیقی درباره هزینه‌های آموزش و منافع حاصل از آن در اختیار داشته باشد؛ موضوعی که در بسیاری از سازمان‌ها به‌سادگی امکان‌پذیر نیست.

چالش دیگر، تفکیک تأثیر آموزش از سایر عوامل مؤثر بر عملکرد سازمان است. برای مثال، افزایش فروش یا بهبود بهره‌وری ممکن است علاوه بر آموزش، تحت تأثیر عواملی مانند تغییرات بازار، به‌روزرسانی فناوری، اصلاح فرآیندهای کاری یا تغییرات مدیریتی نیز قرار گرفته باشد. بنابراین، تعیین سهم واقعی آموزش در این تغییرات نیازمند تحلیل دقیق و استفاده از روش‌های ارزیابی مناسب است.

علاوه بر این، اجرای کامل پنج سطح مدل فیلیپس فرایندی زمان‌بر است. ارزیابی نتایج واقعی آموزش، به‌ویژه در سطوح «نتایج سازمانی» و «بازگشت سرمایه»، معمولاً به گذشت چند هفته یا حتی چند ماه نیاز دارد تا بتوان تأثیر آموزش را به‌درستی مشاهده و اندازه‌گیری کرد.

با وجود این چالش‌ها، بسیاری از متخصصان آموزش و توسعه منابع انسانی معتقدند که مزایای استفاده از مدل فیلیپس، به‌ویژه در تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر داده و بهینه‌سازی سرمایه‌گذاری‌های آموزشی، ارزش صرف زمان و منابع لازم برای اجرای آن را دارد.

مدل فیلیپس مدل کرک پاتریک
۵ سطح ۴ سطح
ارزیابی تا بازگشت سرمایه (ROI) ارزیابی تا نتایج سازمانی
تمرکز بر اثربخشی آموزش و ارزش اقتصادی تمرکز بر اثربخشی آموزش
ROI محاسبه می‌شود ROI محاسبه نمی‌شود

جمع‌بندی: چگونه از مدل فیلیپس استفاده کنیم؟

برای اجرای مدل جک فیلیپس، ابتدا اهداف آموزشی را به‌طور شفاف مشخص کنید؛ مانند افزایش بهره‌وری، کاهش خطا یا رشد فروش. سپس داده‌های قبل و بعد از آموزش را جمع‌آوری کرده و اثربخشی آموزش را در هر پنج سطح، از رضایت و یادگیری تا بازگشت سرمایه (ROI)، ارزیابی کنید. در نهایت، نتایج را تحلیل کرده و از آن‌ها برای بهبود برنامه‌های آموزش و توسعه منابع انسانی استفاده کنید.

به نظر شما، مهم‌ترین شاخص برای سنجش موفقیت یک دوره آموزشی چیست؟ رضایت شرکت‌کنندگان، تغییر رفتار، نتایج سازمانی یا بازگشت سرمایه (ROI)؟ پاسخ خود را در بخش دیدگاه‌ها بنویسید.

پرسش‌های متداول

مدل جک فیلیپس چیست؟

مدل جک فیلیپس چارچوبی برای ارزیابی اثربخشی آموزش است که با افزودن سطح «بازگشت سرمایه (ROI)» به مدل کرک پاتریک، علاوه بر سنجش نتایج آموزشی، ارزش اقتصادی و مالی آموزش را نیز اندازه‌گیری می‌کند.

تفاوت مدل فیلیپس و کرک پاتریک چیست؟

مدل کرک پاتریک شامل چهار سطح ارزیابی (واکنش، یادگیری، رفتار و نتایج) است، در حالی که مدل فیلیپس با افزودن سطح پنجم، بازگشت سرمایه (ROI) آموزش را محاسبه کرده و میزان سودآوری برنامه‌های آموزشی را نیز بررسی می‌کند.

آیا مدل فیلیپس فقط برای سازمان‌های بزرگ مناسب است؟

خیر. هر سازمانی، صرف‌نظر از اندازه آن، در صورتی که بتواند داده‌های عملکردی و مالی مرتبط با آموزش را جمع‌آوری و تحلیل کند، می‌تواند از مدل جک فیلیپس برای ارزیابی اثربخشی و بازگشت سرمایه آموزش استفاده کند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
به بالا بروید