چرا این قدر زیاد مسئولیت‌پذیری؟ - میترا آرمان - کوچ فردی
چرا این قدر زیاد مسئولیت پذیری؟

چرا این قدر زیاد مسئولیت‌پذیری؟

فهرست مطالب

هر روز برای انجام کارهایمان برنامه‌ریزی می‌کنیم؛ فهرستی از وظایف می‌نویسیم، زمان مشخص می‌کنیم و تصور می‌کنیم تا پایان روز همه‌چیز را انجام خواهیم داد. اما چند بار واقعاً توانسته‌ایم تمام کارهای برنامه‌ریزی‌شده را به موقع تمام کنیم؟

اگر پاسخ شما «به‌ندرت» است، احتمالاً مشکل فقط کمبود وقت یا تنبلی نیست. یکی از دلایل مهم می‌تواند خطای برنامه‌ریزی باشد. خطای برنامه‌ریزی یعنی معمولاً زمان، هزینه و سختی انجام یک کار را کمتر از میزان واقعی آن تخمین می‌زنیم. در نتیجه، مسئولیت‌های زیادی قبول می‌کنیم، به برنامه‌ها نمی‌رسیم و در نهایت احساس شکست و ناامیدی می‌کنیم.

چرا-برنامه-ریزی-کردن-را-یاد-نگیریم؟

خطای برنامه‌ریزی چیست؟

خطای برنامه‌ریزی (Planning Fallacy) به تمایل ما برای دست‌کم گرفتن زمان، هزینه و منابع موردنیاز برای انجام یک کار گفته می‌شود. برای مثال، ممکن است فکر کنیم نوشتن یک مقاله فقط دو ساعت زمان می‌برد؛ اما در عمل تحقیق، ویرایش، اصلاح و مشکلات پیش‌بینی‌نشده باعث شود انجام آن چهار یا پنج ساعت طول بکشد. این اتفاق در کارهای روزانه، پروژه‌های کاری، تحصیل و حتی برنامه‌های شخصی دیده می‌شود.

چرا برنامه‌ریزی‌های ما بیش از حد خوش‌بینانه هستند؟

یکی از دلایل اصلی این است که هنگام برنامه‌ریزی، بیشتر روی خودِ کار تمرکز می‌کنیم و عوامل بیرونی را نادیده می‌گیریم. مثلاً برای انجام یک پروژه در نظر می‌گیریم:

  • چه کاری باید انجام دهیم؟
  • چه مراحلی دارد؟
  • چقدر زمان برای هر مرحله لازم است؟

اما ممکن است فراموش کنیم که در طول مسیر:

  • کار جدیدی به ما محول شود.
  • بخشی از پروژه بیشتر از انتظار طول بکشد.
  • مشکلی فنی ایجاد شود.
  • نیاز به اصلاح یا بازبینی داشته باشیم.
  • انرژی و تمرکزمان کاهش پیدا کند.

به همین دلیل، برنامه‌ای که روی کاغذ کاملاً منطقی به نظر می‌رسد، در دنیای واقعی ممکن است به‌راحتی به هم بریزد.

چرا-ما-برنامه-ریز-نیستیم؟

آیا ما بیش از حد مسئولیت قبول می‌کنیم؟

یکی دیگر از دلایل خطای برنامه‌ریزی، خوش‌بینی بیش از حد است. وقتی برای هفته آینده برنامه می‌ریزیم، معمولاً تصور می‌کنیم نسخه‌ای از خودمان خواهیم بود که:

  • همیشه انرژی دارد؛
  • هیچ اتفاق غیرمنتظره‌ای برایش نمی‌افتد؛
  • بدون وقفه کار می‌کند؛
  • و همه کارها را دقیقاً طبق برنامه پیش می‌برد.

اما زندگی واقعی این‌طور نیست. ممکن است برای یک روز ده کار مهم تعیین کنیم، در حالی که انجام واقعی آن‌ها به زمان بیشتری نیاز دارد. نتیجه هم معمولاً مشخص است: بخشی از کارها باقی می‌ماند و ما احساس می‌کنیم نتوانسته‌ایم به اندازه کافی موفق باشیم. گاهی مشکل از کم‌کاری ما نیست؛ از غیرواقعی بودن برنامه است.

یک مثال از خطای برنامه‌ریزی

پژوهش‌های انجام‌شده توسط روان‌شناسانی مانند راجر بویلر (Roger Buehler) نشان داده‌اند که افراد هنگام پیش‌بینی زمان انجام پروژه‌ها، معمولاً بیش از حد خوش‌بین هستند.

یکی از نمونه‌های معروف این پژوهش‌ها مربوط به دانشجویانی بود که باید پایان‌نامه خود را تحویل می‌دادند. از آن‌ها خواسته شد زمان معمول و همچنین زمان لازم در بدترین حالت را پیش‌بینی کنند.

نتایج نشان داد بسیاری از دانشجویان حتی در زمانی که خودشان برای بدترین حالت در نظر گرفته بودند نیز موفق به اتمام کار نشدند. این مثال نشان می‌دهد که فقط داشتن یک برنامه مشخص، لزوماً به معنای داشتن یک برنامه واقع‌بینانه نیست.

اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی چه نقشی دارند؟

بخش مهمی از خطای برنامه‌ریزی به اتفاقاتی مربوط می‌شود که نمی‌توانیم از قبل پیش‌بینی کنیم. فرض کنید برای امروز برنامه‌ریزی کرده‌اید:

  • دو ساعت روی پروژه کار کنید؛
  • یک جلسه داشته باشید؛
  • ورزش کنید؛
  • خرید انجام دهید؛
  • و یک مقاله بخوانید.

اما ناگهان ماشین خراب می‌شود، جلسه طولانی‌تر می‌شود یا یک کار فوری از طرف محل کارتان به شما سپرده می‌شود.برنامه شما به‌هم می‌ریزد؛ حتی اگر از ابتدا با دقت برنامه‌ریزی کرده باشید. بنابراین برنامه‌ریزی خوب فقط مشخص کردن کارها نیست؛ بلکه در نظر گرفتن فضای کافی برای اتفاقات پیش‌بینی‌نشده هم هست.

چگونه خطای برنامه‌ریزی را کاهش دهیم؟

برای اینکه برنامه‌های واقع‌بینانه‌تری داشته باشیم، چند نکته می‌تواند کمک‌کننده باشد:

۱. به تجربه‌های گذشته نگاه کنید

به جای اینکه فقط حدس بزنید یک کار چقدر زمان می‌برد، ببینید دفعه قبل چقدر زمان صرف آن کرده‌اید. اگر قبلاً کاری سه روز طول کشیده، منطقی نیست این بار انتظار داشته باشید آن را در یک روز تمام کنید.

۲. از نمونه‌های مشابه کمک بگیرید

به جای تمرکز صرف روی پروژه خودتان، ببینید پروژه‌های مشابه معمولاً چقدر زمان و هزینه نیاز داشته‌اند. این کار کمک می‌کند تخمین شما به واقعیت نزدیک‌تر شود.

۳. برای اتفاقات پیش‌بینی‌نشده زمان بگذارید

همه زمان روز را پر نکنید. اگر از صبح تا شب برای خودتان برنامه فشرده بچینید، کوچک‌ترین اتفاق می‌تواند کل برنامه را خراب کند. کمی زمان خالی یا حاشیه امن در برنامه داشته باشید.

۴. تعداد کارها را کاهش دهید

گاهی بهترین راه برای بهتر برنامه‌ریزی کردن، اضافه کردن کارهای بیشتر نیست؛ بلکه کم کردن تعداد کارهاست. به جای اینکه ده کار را نیمه‌کاره انجام دهید، چند کار مهم‌تر را انتخاب کنید و با تمرکز بیشتری انجام دهید.

تکنیک «پیش از مرگ» چیست؟

یکی از روش‌های جالب برای کاهش خطاهای برنامه‌ریزی، تکنیک پیش از مرگ (Premortem) است. در این روش، قبل از شروع پروژه تصور می‌کنیم که پروژه شکست خورده است. سپس از خودمان می‌پرسیم:

«فرض کنید یک سال گذشته و پروژه کاملاً شکست خورده است. چه چیزهایی باعث این شکست شده‌اند؟»

حالا دلایل احتمالی را یادداشت کنید.

برای مثال:

  • زمان کافی نداشتیم.
  • منابع کافی در اختیارمان نبود.
  • یک بخش از پروژه را دست‌کم گرفتیم.
  • وابستگی به افراد دیگر باعث تأخیر شد.
  • هزینه‌ها بیشتر از انتظار شد.
  • برای مشکلات احتمالی برنامه‌ای نداشتیم.

این تمرین کمک می‌کند قبل از شروع کار، نقاط ضعف و ریسک‌های احتمالی را ببینیم.

برنامه‌ریزی خوب یعنی پیش‌بینی‌پذیر کردن همه‌چیز؟

خیر. هدف برنامه‌ریزی این نیست که آینده را کاملاً کنترل کنیم. هدف برنامه‌ریزی این است که بدانیم چه چیزی برایمان مهم است و منابع و زمان خود را آگاهانه‌تر مدیریت کنیم. یک برنامه خوب باید هم جهت مشخص داشته باشد و هم انعطاف‌پذیر باشد. اگر برنامه شما با اولین اتفاق غیرمنتظره کاملاً فرو می‌ریزد، احتمالاً بیش از حد فشرده و خوش‌بینانه طراحی شده است.

جمع‌بندی

خطای برنامه‌ریزی باعث می‌شود زمان و منابع موردنیاز کارها را کمتر از واقعیت تخمین بزنیم. برای کاهش این خطا:

  • از تجربه‌های قبلی استفاده کنید.
  • پروژه‌های مشابه را بررسی کنید.
  • اتفاقات پیش‌بینی‌نشده را در نظر بگیرید.
  • کارهای کمتری را برای یک روز انتخاب کنید.
  • برای برنامه خود زمان حاشیه‌ای در نظر بگیرید.
  • قبل از شروع پروژه، از تکنیک «پیش از مرگ» استفاده کنید.

گاهی برای اینکه برنامه بهتری داشته باشیم، لازم نیست بیشتر تلاش کنیم؛ کافی است واقع‌بینانه‌تر برنامه‌ریزی کنیم.

سوالات متداول

آیا نه گفتن خودخواهی است؟

خیر. نه گفتن محترمانه می‌تواند بخشی از مرزبندی سالم باشد و به شما کمک کند از زمان، انرژی و اولویت‌های خود بهتر مراقبت کنید.

چگونه بدون احساس گناه نه بگوییم؟

با تمرین پاسخ‌های کوتاه و محترمانه و پذیرفتن اینکه قرار نیست همه از تصمیم ما راضی باشند، می‌توان نه گفتن را آسان‌تر کرد.

آیا هنگام نه گفتن باید دلیل بیاوریم؟

خیر. در بسیاری از موقعیت‌ها یک پاسخ کوتاه، شفاف و محترمانه کافی است و لازم نیست برای تصمیم خود توضیحات طولانی ارائه دهید.

اگر طرف مقابل بعد از نه گفتن اصرار کرد چه کنیم؟

آرام بمانید و پاسخ خود را بدون وارد شدن به توضیحات طولانی تکرار کنید. می‌توانید با حفظ احترام، مرز خود را به‌صورت روشن و قاطع بیان کنید.

آیا می‌توانیم به جای نه گفتن، پیشنهاد دیگری بدهیم؟

بله، اگر واقعاً تمایل و ظرفیت انجام گزینه جایگزین را دارید، می‌توانید پیشنهاد دیگری مطرح کنید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
به بالا بروید